دو تلیسه پلیس زن متخلف را دستگیر کردند. به جای اینکه حقوقش را بخوانند، شروع کردند به تکان دادن و مکیدن دیک او. یکی یکی. در آن خفه می شدند. آب دهان. بعد آنها را وادار کردند که بیدمشک هایشان را لیس بزنند و آنها را لعنت کنند. آنها هم دور هم نمی نشستند و هیچ کاری نمی کردند. در حالی که او آنها را کار می کرد و همدیگر را می لیسید. این چیزی است که من به آن می گویم مجری قانون. من خودم بدم نمیآید چنین نیم تنهای داشته باشم.
وقتی دخترها سیاهپوست را می بینند، پاهای خودشان را از هم باز می کنند. اینگونه است که سبزه ها با دیدن یک سیاهپوست وارد شلوار او می شوند. و وقتی یک پیچ بزرگ را در آنجا پیدا می کنند، تا زمانی که همه آن را نمکند نمی توانید آن را از گوششان بیرون بیاورید. این گونه عوضیها تا آخرین قطره را بیرون میریزند!
جوجه اشکال اشتها آوری دارد - او آن را می شناسد و با مهارت از آن استفاده می کند. و مرد از او چه می خواهد؟ یک شکل آبدار و یک سوراخ تنگ! بنابراین سبزه و دیک خود را مستقیماً به داخل احمق هدایت می کند - اجازه دهید او را در الاغ لعنت کند و او را بالا ببرد. و گذاشتن آن در دهانش مثل این است که او را عوضی خطاب کنی. این بالاترین ستایش برای چنین دختری است.