برادر شوخی کرد و خواهر از یک شوخی کاملاً بی گناه دلخور شد. و با لگد وارد توپ شد. حداقل مادرشان درست بود - دخترش را به جای او گذاشت. درست است، بگذارید زانو بزند و بمکد - او متوجه شد که چقدر اشتباه کرده است. خوب، وقتی پسر شروع کرد مانند یک فاحشه او را روی خرقه اش بالا کشید، مادر فهمید که وظیفه آموزشی او تمام شده است. حالا یک عوضی دیگر در خانه بود.
معلم بسیار پیشرفته است - اجازه دادن به دانش آموزان در مقابل او و مشاوره دادن به او جالب است. مطمئناً دانش آموز در ابتدا کمی خجالتی بود، اما به سرعت گذشت. من نیز فکر میکنم که ما به آموزشهای عملی جنسی نیاز داریم، آنگاه درست و ایمن خواهد بود. و هنوز هم پسر روی سینه های معلم مهر می زند - بالاخره دانش آموزان باید به نحوی از او برای آموزش آنها تشکر کنند.